لغت
استونيايی – تمرین افعال
پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.
صدا کردن
معلم من اغلب به من صدا میزند.
شروع کردن
سربازها شروع میکنند.
تشکر کردن
او با گل از او تشکر کرد.
بالا رفتن
او بالا پلهها میرود.
دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.
هم فکری کردن
در بازیهای کارت باید هم فکری کنید.
اعتراض کردن
مردم به بیعدالتی اعتراض میکنند.
تحویل دادن
فرد تحویل کننده غذا را میآورد.
گم شدن
من در راه گم شدم.
آموزش دادن
او جغرافیا میآموزد.