لغت
فنلاندی – تمرین افعال
آماده کردن
او یک کیک آماده میکند.
شروع کردن
سربازها شروع میکنند.
به سمت دویدن
دختر به سمت مادرش میدود.
در آغوش گرفتن
مادر پاهای کوچک نوزاد را در آغوش میگیرد.
هیجان زدن
منظره او را هیجان زده کرد.
وارد کردن
برف داشت میبارید و ما آنها را وارد کردیم.
رهبری کردن
او از رهبری یک تیم لذت میبرد.
وارد شدن
کشتی در حال ورود به بندر است.
گرفتن
او به طور مخفیانه پول از او گرفت.
تایید کردن
ما با کمال میل ایده شما را تایید میکنیم.
پریدن بلند
کودک بلند میپرد.