لغت
تايلندی – تمرین افعال
مبارزه کردن
ورزشکاران با یکدیگر مبارزه میکنند.
پاداش دادن
او با یک مدال پاداش داده شد.
نابینا شدن
مردی با نشانها نابینا شده است.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
مردن
بسیاری از مردم در فیلمها میمیرند.
پیشنهاد دادن
تو به من برای ماهیام چه پیشنهاد میدهی؟
زدن
قطار به ماشین زد.
آویختن
هر دو بر روی شاخ آویختهاند.
شب گذراندن
ما شب را در ماشین میگذرانیم.
دود کردن
گوشت برای نگهداری دود شده است.
جای دادن
بسیاری از خانههای قدیمی باید به خانههای جدید جای بدهند.