لغت
فنلاندی – تمرین افعال
بیرون رفتن
او از ماشین بیرون میآید.
آسان کردن
تعطیلات زندگی را آسانتر میکند.
قبول کردن
اینجا کارتهای اعتباری قبول میشوند.
شروع کردن
آنها طلاق خود را شروع خواهند کرد.
اصلاح کردن
معلم مقالات دانشآموزان را اصلاح میکند.
صحبت کردن
او با مخاطبان خود صحبت میکند.
موفق شدن
اینبار موفق نشد.
مدیریت کردن
باید با مشکلات مدیریت کرد.
خواستن بیرون رفتن
کودک میخواهد بیرون برود.
شکست خوردن
سگ ضعیفتر در جنگ شکست میخورد.
اتفاق افتادن
در خواب چیزهای عجیبی اتفاق میافتد.