لغت
فنلاندی – تمرین افعال
کار کردن روی
او باید روی تمام این پروندهها کار کند.
سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار میکشد.
آشنا بودن
او با برق آشنا نیست.
صدا کردن
معلم من اغلب به من صدا میزند.
معامله کردن
مردم با مبلمان استفاده شده معامله میکنند.
ساده کردن
شما باید چیزهای پیچیده را برای کودکان ساده کنید.
تقویت کردن
ورزش از نوع ژیمناستیک ماهیچهها را تقویت میکند.
به اشتراک گذاشتن
ما باید یاد بگیریم ثروتمان را به اشتراک بگذاریم.
سوزاندن
شما نباید پول را بسوزانید.
مدیریت کردن
باید با مشکلات مدیریت کرد.
نابود کردن
گردباد بسیاری از خانهها را نابود میکند.