لغت
فنلاندی – تمرین افعال
دویدن
ورزشکار در حال آمادهشدن برای دویدن است.
انجام دادن
شما باید آن کار را یک ساعت پیش انجام میدادید!
سپردن
صاحبها سگهایشان را برای پیادهروی به من میسپارند.
شروع کردن
کوهنوردان در اوایل صبح شروع کردند.
وزن کاهیدن
او زیاد وزن کاهیده است.
سفر کردن
او دوست دارد سفر کند و بسیاری از کشورها را دیده است.
ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشینهای خود را ایستاده گذارند.
آزمایش کردن
ماشین در کارگاه آزمایش میشود.
نابود کردن
فایلها کاملاً نابود خواهند شد.
باز گذاشتن
هر کسی پنجرهها را باز میگذارد، دعوت به سارقان میکند!
پایین رفتن
او پایین پلهها میرود.