لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
مخلوط کردن
تو میتوانی یک سالاد سالم با سبزیجات مخلوط کنی.
وزن کاهیدن
او زیاد وزن کاهیده است.
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.
نگاه کردن
در تعطیلات، به بسیاری از مناظر نگاه کردم.
نشان دادن
من میتوانم یک ویزا در گذرنامهام نشان دهم.
فرستادن
او میخواهد الان نامه را بفرستد.
باریدن
امروز بسیار برف باریده است.
تحمل کردن
او به سختی میتواند درد را تحمل کند!
با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.
آویخته شدن
گهواره از سقف آویخته شده است.
گزارش دادن به
همه سرنشینان به کاپیتان گزارش میدهند.