لغت
پرتغالی (BR) – تمرین افعال
نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.
کار کردن برای
او سخت کار کرد برای نمرات خوبش.
یادآوری کردن
رایانه به من قرارهایم را یادآوری میکند.
آویخته شدن
یخها از سقف آویخته شدهاند.
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.
بیرون رفتن
بچهها سرانجام میخواهند بیرون بروند.
زندگی کردن
ما در تعطیلات در یک چادر زندگی کردیم.
نشان دادن
من میتوانم یک ویزا در گذرنامهام نشان دهم.
نوشتن روی
هنرمندان روی تمام دیوار نوشتهاند.
لال کردن
آن مفاجأت او را لال میکند.
دوباره دیدن
آنها سرانجام یکدیگر را دوباره میبینند.