لغت
زبان چینی – تمرین افعال
زایمان کردن
او به زودی زایمان میکند.
اجازه دادن
پدر به او اجازه استفاده از کامپیوتر خود را نداد.
نشان دادن
او آخرین مد را نشان میدهد.
وارد شدن
مترو تازه به ایستگاه وارد شده است.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.
زایمان کردن
او به یک کودک سالم زایید.
دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.
انجام دادن
شما باید آن کار را یک ساعت پیش انجام میدادید!
محافظت کردن
کودکان باید محافظت شوند.
شنیدن
من نمیتوانم شما را بشنوم!
استخدام کردن
شرکت میخواهد مردم بیشتری را استخدام کند.