لغت
زبان کرهای – تمرین افعال
سخت یافتن
هر دوی آنها وداع گفتن را سخت مییابند.
مخلوط کردن
چندین مواد خوراکی نیاز دارند تا مخلوط شوند.
کافی بودن
یک سالاد برای من برای ناهار کافی است.
تاثیر گذاردن
خود را تحت تاثیر دیگران قرار ندهید!
دور کردن
یک قو بقیهی قوها را دور میزند.
سپردن
صاحبها سگهایشان را برای پیادهروی به من میسپارند.
توضیح دادن
او به او توضیح میدهد چگونه دستگاه کار میکند.
رها کردن
آیا پناهندگان باید در مرزها رها شوند؟
دویدن
ورزشکار دو میزند.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
برخاستن
هواپیما در حال برخاستن است.