لغت
زبان چینی – تمرین افعال
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر میدهد.
بوسیدن
او نوزاد را میبوسد.
هل دادن
پرستار بیمار را در ویلچر هل میدهد.
شماره گرفتن
او تلفن را برداشت و شماره را وارد کرد.
تقسیم کردن
آنها کارهای خانگی را بین خودشان تقسیم میکنند.
دادن
پدر میخواهد به پسرش پول اضافی بدهد.
گم کردن
صبر کن، کیف پولت را گم کردهای!
کاوش کردن
فضانوردان میخواهند فضای بیرونی را کاوش کنند.
جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.
رسیدن
بسیاری از مردم در تعطیلات با ون رسیدهاند.
ساختن
بچهها یک برج بلند میسازند.