لغت
اکراينی – تمرین افعال
دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.
افزایش دادن
شرکت درآمد خود را افزایش داده است.
دور انداختن
او روی پوست موزی که دور انداخته شده است قدم میزند.
قطع کردن
کارگر درخت را قطع میکند.
رانده شدن
یک دوچرخهسوار توسط یک ماشین رانده شد.
دور کردن
او با اتومبیلش دور میزند.
زدن
کی زنگ در را زد؟
سوزاندن
شما نباید پول را بسوزانید.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
نزدیک بودن
یک فاجعه نزدیک است.
مجازات کردن
او دخترش را مجازات کرد.