لغت
پرتغالی (PT) – تمرین افعال
ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشینهای خود را ایستاده گذارند.
دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.
دادن
آیا باید پول خود را به گدا بدهم؟
شناختن
سگهای غریب میخواهند یکدیگر را بشناسند.
در اختیار داشتن
کودکان فقط پول جیبی را در اختیار دارند.
با خود بردن
ما یک درخت کریسمس با خود بردیم.
کُشتن
من مگس را خواهم کُشت!
یادداشت زدن
دانشآموزان هر چیزی که استاد میگوید را یادداشت میزنند.
وارد شدن
او وارد دریا میشود.
بار آوردن
کار دفتری به او زیاد بار میآورد.
کار کردن روی
او باید روی تمام این پروندهها کار کند.