لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
توقف کردن
زن یک ماشین را متوقف میکند.
تمرین کردن
ورزشکاران حرفهای باید هر روز تمرین کنند.
خاموش کردن
او ساعت زنگدار را خاموش میکند.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
قرار گرفتن
یک مروارید در داخل صدف قرار دارد.
دریافت کردن
او افزایش حقوق از رئیس خود دریافت کرد.
گیر افتادن
چرخ در گل گیر کرد.
سخنرانی کردن
سیاستمدار در مقابل بسیاری از دانشآموزان سخنرانی میکند.
رقصیدن
آنها با عشق یک تانگو را میرقصند.
باز کردن
میتوانی لطفاً این قوطی را برای من باز کنی؟
شروع کردن
سربازها شروع میکنند.