لغت
دانمارکی – تمرین افعال
ترک کردن
بسیاری از انگلیسیها میخواستند از اتحادیه اروپا خارج شوند.
بردن
او تلاش میکند در شطرنج ببرد.
کاوش کردن
انسانها میخواهند کره مریخ را کاوش کنند.
دلتنگ شدن
او به دوست دخترش خیلی دلتنگ است.
کُشتن
باکتریها بعد از آزمایش کُشته شدند.
تمیز کردن
کارگر پنجره را تمیز میکند.
ذخیره کردن
بچههای من پول خودشان را ذخیره کردهاند.
نیاز داشتن
من تشنهام، نیاز به آب دارم!
حمایت کردن
ما از خلاقیت فرزندمان حمایت میکنیم.
وارد کردن
برف داشت میبارید و ما آنها را وارد کردیم.
خواستن ترک کردن
او میخواهد هتل خود را ترک کند.