لغت
فنلاندی – تمرین افعال
زخمی کردن
او میخ را از دست داد و خودش را زخمی کرد.
مصرف کردن
او یک قطعه کیک مصرف میکند.
پوشاندن
او موهای خود را میپوشاند.
گذشتن
گاهی وقتها زمان به آرامی میگذرد.
دوست داشتن
او شکلات را بیش از سبزیجات دوست دارد.
شدن
آنها تیم خوبی شدهاند.
تحمل کردن
او به سختی میتواند درد را تحمل کند!
آشنا بودن
او با برق آشنا نیست.
فرستادن
او میخواهد الان نامه را بفرستد.
پرت کردن
گاو مرد را پرت کرده است.
لمس کردن
کشاورز گیاهان خود را لمس میکند.