لغت
دانمارکی – تمرین افعال
پخش کردن
او بازوهایش را به گستره میپاشد.
حمل کردن
آنها فرزندان خود را روی پشتشان حمل میکنند.
جمع کردن
ما باید تمام سیبها را جمع کنیم.
نشان دادن
او آخرین مد را نشان میدهد.
اتفاق افتادن
چیز بدی اتفاق افتاده است.
سوار شدن
آنها به تندی سوار میشوند.
کم کار کردن
ساعت چند دقیقه کم کار میکند.
احساس کردن
او اغلب احساس تنهایی میکند.
ایجاد کردن
آنها با هم زیاد چیزی ایجاد کردهاند.
پایین رفتن
هواپیما بر فراز اقیانوس پایین میآید.
مطالعه کردن
زنان زیادی در دانشگاه من مطالعه میکنند.