لغت
لهستانی – تمرین افعال
فهمیدن
من نمیتوانم شما را بفهمم!
دور زدن
آنها دور درخت میروند.
به اشتراک گذاشتن
ما باید یاد بگیریم ثروتمان را به اشتراک بگذاریم.
دور انداختن
این تایرهای قدیمی لاستیکی باید جداگانه دور انداخته شوند.
توضیح دادن
او به او توضیح میدهد چگونه دستگاه کار میکند.
اعتراض کردن
مردم به بیعدالتی اعتراض میکنند.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.
رسیدن
هواپیما به موقع رسیده است.
تحمل کردن
او نمیتواند آواز خوانی را تحمل کند.
حرکت کردن
برادرزادهام حرکت میکند.
تاثیر گذاردن
خود را تحت تاثیر دیگران قرار ندهید!