لغت
زبان چینی – تمرین افعال
ایستاده گذاشتن
امروز بسیاری مجبورند ماشینهای خود را ایستاده گذارند.
حرکت کردن
حرکت کردن زیاد سالم است.
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.
دعا کردن
او به آرامی دعا میکند.
تشکر کردن
من از شما برای آن خیلی تشکر میکنم!
وارد شدن
وارد شو!
غنی کردن
ادویهها غذای ما را غنی میکنند.
دوست شدن
این دو دوست شدهاند.
تجدید کردن
نقاش میخواهد رنگ دیوار را تجدید کند.
حرکت کردن
وقتی چراغ عوض شد، اتومبیلها حرکت کردند.
رها کردن
آیا پناهندگان باید در مرزها رها شوند؟