لغت
دانمارکی – تمرین افعال
ساختن
او یک مدل برای خانه ساخته است.
خوردن
جوجهها دانهها را میخورند.
بالا آمدن
او دارد از پلهها بالا میآید.
آموزش دادن
سگ توسط او آموزش داده شده است.
برگشتن
معلم مقالات را به دانشآموزان برمیگرداند.
ساختن
آنها میخواستند یک عکس خندهدار بسازند.
وارد کردن
برف داشت میبارید و ما آنها را وارد کردیم.
توقف کردن
زن یک ماشین را متوقف میکند.
دانستن
بچهها خیلی کنجکاو هستند و الان زیاد میدانند.
لگد زدن
آنها دوست دارند لگد بزنند، اما فقط در فوتبال میزی.
چیدن
او یک سیب چید.