orsaka
För många människor orsakar snabbt kaos.
باعث شدن
آدمهای زیادی به سرعت باعث آشفتگی میشوند.
undersöka
Tandläkaren undersöker patientens tandställning.
بررسی کردن
دندانپزشک دندانهای بیمار را بررسی میکند.
publicera
Reklam publiceras ofta i tidningar.
منتشر کردن
تبلیغات اغلب در روزنامهها منتشر میشوند.
rengöra
Hon rengör köket.
تمیز کردن
او آشپزخانه را تمیز میکند.
minska
Jag behöver definitivt minska mina uppvärmningskostnader.
کاهش دادن
من قطعاً نیاز دارم هزینههای گرمایشی خود را کاهش دهم.
ge
Fadern vill ge sin son lite extra pengar.
دادن
پدر میخواهد به پسرش پول اضافی بدهد.
låta
Hon låter sin drake flyga.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
gå ut
Barnen vill äntligen gå ut.
بیرون رفتن
بچهها سرانجام میخواهند بیرون بروند.
leverera
Pizzabudet levererar pizzan.
تحویل دادن
پیک پیتزا پیتزا را تحویل میدهد.
börja
Skolan börjar just för barnen.
شروع کردن
مدرسه تازه برای بچهها شروع شده است.
hjälpa upp
Han hjälpte honom upp.
بلند کردن
او به او کمک کرد تا بلند شود.
förvara
Jag förvarar mina pengar i mitt nattduksbord.
نگه داشتن
من پولم را در میز کنار تخت نگه میدارم.