لغت
بوسنیایی – تمرین افعال
راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
برخاستن
هواپیما تازه برخاسته است.
ترک کردن
من میخواهم از هماکنون سیگار را ترک کنم!
تمرین کردن
ورزشکاران حرفهای باید هر روز تمرین کنند.
احساس کردن
او نوزاد در شکم خود را احساس میکند.
انجام دادن
او تعمیرات را انجام میدهد.
ظرف شستن
من دوست ندارم ظرفها را بشویم.
راندن
گلهداران با اسبها گاوها را میرانند.
نوشتن روی
هنرمندان روی تمام دیوار نوشتهاند.
ضمانت کردن
بیمه در موارد تصادف محافظت را ضمانت میکند.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.