لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
تأیید کردن
او توانست خبر خوب را به شوهرش تأیید کند.
خروج کردن
لطفاً در خروجی بعدی خارج شوید.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
امضاء کردن
او قرارداد را امضاء کرد.
با هم آمدن
زیباست وقتی دو نفر با هم میآیند.
پوشاندن
او صورت خود را میپوشاند.
مراقبت کردن
سرایدار ما از پاک کردن برف مراقبت میکند.
بررسی کردن
نمونههای خون در این آزمایشگاه بررسی میشوند.
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر میدهد.
گذشتن
قطار از کنار ما میگذرد.
نمایش دادن
او دوست دارد پول خود را نمایش بدهد.