لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
قدم زدن
او دوست دارد در جنگل قدم بزند.
پریدن روی
گاو به روی دیگری پریده است.
نگاه کردن
در تعطیلات، به بسیاری از مناظر نگاه کردم.
نشستن
او در غروب آفتاب کنار دریا مینشیند.
مجازات کردن
او دخترش را مجازات کرد.
چاپ کردن
کتابها و روزنامهها چاپ میشوند.
فرستادن
کالاها به من در یک بسته فرستاده میشوند.
زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.
با هم زندگی کردن
این دو قرار است به زودی با هم زندگی کنند.
راه یافتن
من میتوانم خوب در یک هزارتو مسیر بیابم.
دنبال کردن
سگ من هنگام دویدن من را دنبال میکند.