لغت
لهستانی – تمرین افعال
دور زدن
شما باید از این درخت دور بزنید.
توضیح دادن
او به او توضیح میدهد چگونه دستگاه کار میکند.
تکرار کردن
آیا میتوانید آن را تکرار کنید؟
صدا کردن
معلم من اغلب به من صدا میزند.
فراموش کردن
او حالا نام او را فراموش کرده است.
پس گرفتن
دستگاه نقص دارد؛ فروشنده باید آن را پس بگیرد.
حرکت کردن
وقتی چراغ عوض شد، اتومبیلها حرکت کردند.
نزدیک شدن
حلزونها به یکدیگر نزدیک میشوند.
نادیده گرفتن
کودک سخنان مادرش را نادیده میگیرد.
نوشتن
او یک نامه مینویسد.
بار آوردن
کار دفتری به او زیاد بار میآورد.