لغت
لهستانی – تمرین افعال
گذشتن
آن دو از کنار یکدیگر میگذرند.
اعتراض کردن
مردم به بیعدالتی اعتراض میکنند.
اجازه دادن
او برای بادکنک خود اجازه پرواز میدهد.
لذت بردن
او از زندگی لذت میبرد.
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.
اجازه دادن
پدر به او اجازه استفاده از کامپیوتر خود را نداد.
جلوگیری کردن
او باید از خوردن گردو جلوگیری کند.
برداشتن
او چیزی از یخچال بر میدارد.
خلاصه کردن
شما باید نکات کلیدی این متن را خلاصه کنید.
کافی بودن
یک سالاد برای من برای ناهار کافی است.
دور کردن
یک قو بقیهی قوها را دور میزند.