لغت
تايلندی – تمرین افعال
وارد شدن
کشتی در حال ورود به بندر است.
نزدیک شدن
شانس به سویت میآید.
باید
باید زیاد آب نوشید.
گرفتن
او به طور مخفیانه پول از او گرفت.
پرتاب کردن
او توپ را به سبد پرت میکند.
کار کردن روی
او باید روی تمام این پروندهها کار کند.
تمرین کردن
زن یوگا تمرین میکند.
مخلوط کردن
نقاش رنگها را مخلوط میکند.
سر زدن
پزشکها هر روز به بیمار سر میزنند.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
فراموش کردن
او نمیخواهد گذشته را فراموش کند.