لغت
فنلاندی – تمرین افعال
مطالعه کردن
دخترها دوست دارند با هم مطالعه کنند.
پوشاندن
او نان را با پنیر پوشانده است.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
برش زدن به اندازه
پارچه به اندازه برش زده میشود.
خواستن
او از شخصی که با او تصادف کرده است ، خسارت خواسته است.
محافظت کردن
کودکان باید محافظت شوند.
نوشیدن
گاوها آب را از رودخانه مینوشند.
صدا دادن
صدای او فوقالعاده است.
همراه سوار شدن
آیا میتوانم با شما همراه سوار شوم؟
رقصیدن
آنها با عشق یک تانگو را میرقصند.
راهنمایی کردن
این دستگاه ما را راهنمایی میکند.