لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.
غنی کردن
ادویهها غذای ما را غنی میکنند.
توقف کردن
زن یک ماشین را متوقف میکند.
از دست دادن
او فرصت گل زدن را از دست داد.
ملاقات کردن
گاهی اوقات آنها در پله ملاقات میکنند.
تکرار کردن
آیا میتوانید آن را تکرار کنید؟
راندن از میان
اتومبیل از میان یک درخت میگذرد.
کنار گذاشتن
من میخواهم هر ماه کمی پول برای بعداً کنار بگذارم.
کافی بودن
یک سالاد برای من برای ناهار کافی است.
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.
رای دادن
رایدهندگان امروز راجع به آیندهشان رای میدهند.