لغت
انگلیسی (UK) – تمرین افعال
باید
او باید از اینجا پیاده شود.
تمرین کردن
زن یوگا تمرین میکند.
نگاه کردن
آنها به هم مدت طولانی نگاه کردند.
آسیب دیدن
در تصادف، دو ماشین آسیب دیدند.
اصلاح کردن
معلم مقالات دانشآموزان را اصلاح میکند.
مخلوط کردن
نقاش رنگها را مخلوط میکند.
گذشتن
آن دو از کنار یکدیگر میگذرند.
قبول کردن
بعضی از مردم نمیخواهند حقیقت را قبول کنند.
تشکیل دادن
ما با هم یک تیم خوب تشکیل میدهیم.
گوش دادن
کودکان دوست دارند به داستانهای او گوش دهند.
با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.