لغت
لهستانی – تمرین افعال
نگاه کردن
من میتوانستم از پنجره به ساحل نگاه کنم.
دروغ گفتن
وقتی میخواهد چیزی بفروشد، اغلب دروغ میگوید.
دریافت کردن
من میتوانم اینترنت بسیار سریعی دریافت کنم.
گپ زدن
او اغلب با همسایهاش گپ میزند.
منقرض شدن
بسیاری از حیوانات امروز منقرض شدهاند.
یادداشت زدن
دانشآموزان هر چیزی که استاد میگوید را یادداشت میزنند.
تأیید کردن
او توانست خبر خوب را به شوهرش تأیید کند.
فرستادن
او یک نامه میفرستد.
لگد زدن
مراقب باشید، اسب میتواند لگد بزند!
طول کشیدن
طول کشید تا چمدان او بیاید.
بلند کردن
او به او کمک کرد تا بلند شود.