لغت
لهستانی – تمرین افعال
باز کردن
کودک هدیهاش را باز میکند.
نقاشی کردن
او دستهای خود را نقاشی کرده است.
دروغ گفتن
او به همه دروغ گفت.
نگاه کردن
او از یک سوراخ نگاه میکند.
بلند کردن
مادر نوزاد خود را بلند میکند.
حل کردن
او بیفایده سعی میکند مشکل را حل کند.
زیر خط کشیدن
او بیانیه خود را زیر خط کشید.
به سمت دویدن
دختر به سمت مادرش میدود.
فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.
دور انداختن
این تایرهای قدیمی لاستیکی باید جداگانه دور انداخته شوند.
فراخواندن
معلم دانشآموز را فرا میخواند.