لغت
پرتغالی (BR) – تمرین افعال
زخمی کردن
او میخ را از دست داد و خودش را زخمی کرد.
همراه سوار شدن
آیا میتوانم با شما همراه سوار شوم؟
خاموش کردن
او برق را خاموش میکند.
فریاد زدن
اگر میخواهید شنیده شوید، باید پیام خود را به طور بلند فریاد بزنید.
پیدا کردن
او در خود را باز پیدا کرد.
بیرون کشیدن
پریز بیرون کشیده شده!
نوشیدن
او چای مینوشد.
با کسی حرف زدن
کسی باید با او حرف بزند؛ او خیلی تنها است.
جمع کردن
ما باید تمام سیبها را جمع کنیم.
پیشرفت کردن
حلزونها فقط به آهستگی پیشرفت میکنند.
نابود کردن
فایلها کاملاً نابود خواهند شد.