لغت
لهستانی – تمرین افعال
گم شدن
کلید من امروز گم شده!
جرات کردن
من جرات پریدن به آب را ندارم.
آوردن
پیک یک بسته میآورد.
ساختن
آنها میخواستند یک عکس خندهدار بسازند.
اعتماد کردن
ما همه به یکدیگر اعتماد داریم.
صحبت کردن
او با مخاطبان خود صحبت میکند.
تشکر کردن
او با گل از او تشکر کرد.
اصلاح کردن
معلم مقالات دانشآموزان را اصلاح میکند.
سوزاندن
او یک کبریت را سوزانده است.
سال تکراری گرفتن
دانشآموز یک سال تکراری گرفته است.
غلبه کردن
ورزشکاران بر آبشار غلبه کردند.