لغت
استونيايی – تمرین افعال
سخت یافتن
هر دوی آنها وداع گفتن را سخت مییابند.
فکر کردن
او همیشه باید به او فکر کند.
وارد شدن
وارد شو!
متوجه شدن
او کسی را در بیرون متوجه میشود.
عفونت زدن
او به یک ویروس عفونت زده شد.
قدم زدن
خانواده در روزهای یکشنبه قدم میزند.
جای دادن
بسیاری از خانههای قدیمی باید به خانههای جدید جای بدهند.
دویدن
او هر صبح روی ساحل میدود.
پوشاندن
کودک گوشهایش را میپوشاند.
حمل کردن
کامیون کالاها را حمل میکند.
پیدا کردن
او در خود را باز پیدا کرد.