لغت
فنلاندی – تمرین افعال
قبول کردن
نمیتوانم آن را تغییر دهم، باید آن را قبول کنم.
آماده کردن
او یک کیک آماده میکند.
خوردن
امروز چه میخواهیم بخوریم؟
بلند کردن
کانتینر با یک دارو بلند میشود.
استخدام کردن
متقاضی استخدام شد.
سیگار کشیدن
او یک پیپ سیگار میکشد.
بیرون رفتن
بچهها سرانجام میخواهند بیرون بروند.
با هم آمدن
زیباست وقتی دو نفر با هم میآیند.
دور انداختن
کامیون زباله آشغال ما را دور میاندازد.
آماده کردن
صبحانهی لذیذی آماده شده است!
تحمل کردن
او به سختی میتواند درد را تحمل کند!