avboka
Han avbokade tyvärr mötet.
لغو کردن
متأسفانه او جلسه را لغو کرد.
vägra
Barnet vägrar sin mat.
رد کردن
کودک غذای خود را رد میکند.
räcka
Det räcker nu, du är irriterande!
کافی بودن
کافی است، شما آزاردهنده هستید!
träffa
Ibland träffas de i trapphuset.
ملاقات کردن
گاهی اوقات آنها در پله ملاقات میکنند.
röra
Bonden rör sina plantor.
لمس کردن
کشاورز گیاهان خود را لمس میکند.
protestera
Folk protesterar mot orättvisa.
اعتراض کردن
مردم به بیعدالتی اعتراض میکنند.
enas
Grannarna kunde inte enas om färgen.
توافق کردن
همسایهها نتوانستند در مورد رنگ توافق کنند.
börja
Skolan börjar just för barnen.
شروع کردن
مدرسه تازه برای بچهها شروع شده است.
förstå
Jag kan inte förstå dig!
فهمیدن
من نمیتوانم شما را بفهمم!
köra över
En cyklist blev påkörd av en bil.
رانده شدن
یک دوچرخهسوار توسط یک ماشین رانده شد.
lyfta
Flygplanet lyfter.
برخاستن
هواپیما در حال برخاستن است.
hitta
Jag hittade en vacker svamp!
پیدا کردن
من یک قارچ زیبا پیدا کردم!