لغت
آلبانیایی – تمرین افعال
زنگ زدن
او فقط در وقت ناهار میتواند زنگ بزند.
حرکت کردن
وقتی چراغ عوض شد، اتومبیلها حرکت کردند.
مطالعه کردن
زنان زیادی در دانشگاه من مطالعه میکنند.
رای دادن
افراد به یک نامزد برای یا علیه او رای میدهند.
فرستادن
کالاها به من در یک بسته فرستاده میشوند.
شدن
آنها تیم خوبی شدهاند.
افزایش دادن
جمعیت به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
رسیدن
هواپیما به موقع رسیده است.
کار کردن
او بهتر از مردی کار میکند.
اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.
بهبود بخشیدن
او میخواهد به فیگور خود بهبود ببخشد.