لغت
فرانسوی – تمرین افعال
بالا رفتن
او بالا پلهها میرود.
خرج کردن
او همه پول خود را خرج کرد.
زندگی کردن
آنها در یک آپارتمان مشترک زندگی میکنند.
مصرف کردن
این دستگاه میزان مصرف ما را اندازهگیری میکند.
سپردن
صاحبها سگهایشان را برای پیادهروی به من میسپارند.
تغییر کردن
به خاطر تغییرات اقلیمی، بسیار چیزها تغییر کرده است.
نوشتن
او یک نامه مینویسد.
اصلاح کردن
معلم مقالات دانشآموزان را اصلاح میکند.
پایین رفتن
هواپیما بر فراز اقیانوس پایین میآید.
ترسیدن
ما میترسیم که این فرد جدی آسیب دیده باشد.
صدا کردن
معلم من اغلب به من صدا میزند.