لغت
زبان مقدونی – تمرین افعال
شگفتزده شدن
وقتی خبر را دریافت کرد شگفتزده شد.
وارد کردن
نباید روغن را در زمین وارد کرد.
خرج کردن
او همه پول خود را خرج کرد.
انجام دادن
او تعمیرات را انجام میدهد.
نفرت داشتن
این دو پسر از یکدیگر نفرت دارند.
همراه آوردن
او همیشه برای او گل میآورد.
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.
نزدیک شدن
حلزونها به یکدیگر نزدیک میشوند.
وارد کردن
نباید هرگز به ناشناختهها اجازه ورود دهید.
دراز کشیدن
قلعه در آنجا است - دقیقاً مقابل است!
نگاه کردن
او از یک سوراخ نگاه میکند.