لغت
اندونزيايی – تمرین افعال
نابینا شدن
مردی با نشانها نابینا شده است.
زدن
دوچرخهسوار زده شد.
مردن
بسیاری از مردم در فیلمها میمیرند.
انتظار داشتن
خواهرم منتظر فرزند است.
امضاء کردن
او قرارداد را امضاء کرد.
تحویل دادن
فرد تحویل کننده غذا را میآورد.
حمایت کردن
ما از خلاقیت فرزندمان حمایت میکنیم.
تقویت کردن
ورزش از نوع ژیمناستیک ماهیچهها را تقویت میکند.
اتفاق افتادن
آیا در تصادف کاری به او افتاده است؟
ناراحت شدن
او ناراحت میشود زیرا او همیشه خر خر میکند.
تقلید کردن
کودک یک هواپیما را تقلید میکند.