لغت
زبان چینی – تمرین افعال
توضیح دادن
او به او توضیح میدهد چگونه دستگاه کار میکند.
زدن
او در تنیس حریف خود را زد.
آویخته شدن
گهواره از سقف آویخته شده است.
آغوش کردن
او پدر پیر خود را در آغوش میگیرد.
اشاره کردن
معلم به مثال روی تخته اشاره میکند.
گذشتن
قطار از کنار ما میگذرد.
اخراج کردن
رئیس او را اخراج کرده است.
کاهش دادن
من قطعاً نیاز دارم هزینههای گرمایشی خود را کاهش دهم.
گوش دادن
کودکان دوست دارند به داستانهای او گوش دهند.
نظارت کردن
همه چیز در اینجا توسط دوربینها نظارت میشود.
یادداشت کردن
او میخواهد ایده تجاری خود را یادداشت کند.