لغت
فرانسوی – تمرین افعال
دور زدن
آنها دور درخت میروند.
انتظار کشیدن
او در انتظار اتوبوس است.
بازی کردن
کودک ترجیح میدهد تنها بازی کند.
نشان دادن
او به فرزندش جهان را نشان میدهد.
ازدواج کردن
این زوج تازه ازدواج کردهاند.
بازگرداندن
مادر دختر را به خانه باز میگرداند.
لغو کردن
متأسفانه او جلسه را لغو کرد.
استخدام کردن
شرکت میخواهد مردم بیشتری را استخدام کند.
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر میدهد.
زنگ زدن
دختر دارد به دوستش زنگ میزند.
تولید کردن
میتوان با رباتها ارزانتر تولید کرد.