لغت
استونيايی – تمرین افعال
ترسیدن
کودک در تاریکی میترسد.
تصاحب کردن
ملخها تصاحب کردهاند.
نگاه کردن
در تعطیلات، به بسیاری از مناظر نگاه کردم.
حدس زدن
شما باید حدس بزنید که من کی هستم!
وابسته بودن
او نابینا است و به کمک بیرونی وابسته است.
تمیز کردن
کارگر پنجره را تمیز میکند.
با قطار رفتن
من با قطار به آنجا میروم.
بیرون کشیدن
پریز بیرون کشیده شده!
شاد کردن
گل باعث شادی طرفداران فوتبال آلمان شده است.
برگشتن
او نمیتواند به تنهایی برگردد.
فعال کردن
دود، زنگار را فعال کرد.