لغت
بوسنیایی – تمرین افعال
فرار کردن
همه از آتش فرار کردند.
احساس کردن
مادر بسیار محبت به فرزندش احساس میکند.
حدس زدن
شما باید حدس بزنید که من کی هستم!
اتفاق افتادن
در خواب چیزهای عجیبی اتفاق میافتد.
پوشاندن
کودک خود را میپوشاند.
لمس کردن
او به طور محبتآمیز به او لمس میکند.
به خوبی دیدن
من با عینک جدیدم همه چیز را به خوبی میبینم.
تعلق داشتن
همسر من متعلق به من است.
فرستادن
این بسته به زودی فرستاده میشود.
کُشتن
باکتریها بعد از آزمایش کُشته شدند.
انتقاد کردن
رئیس از کارمند انتقاد میکند.