لغت
ترکی استانبولی – تمرین افعال
پریدن
او به آب پرید.
دعا کردن
او به آرامی دعا میکند.
نظر دادن
او هر روز در مورد سیاست نظر میدهد.
مبارزه کردن
اداره آتشنشانی آتش را از هوا مبارزه میکند.
آماده کردن
او یک کیک آماده میکند.
نوشیدن
او چای مینوشد.
نشان دادن
من میتوانم یک ویزا در گذرنامهام نشان دهم.
توسعه دادن
آنها یک استراتژی جدید را توسعه میدهند.
سپردن
صاحبها سگهایشان را برای پیادهروی به من میسپارند.
پرداخت کردن
او با کارت اعتباری پرداخت کرد.
حرکت کردن
برادرزادهام حرکت میکند.