لغت
زبان تاگالوگ – تمرین افعال
نگاه کردن
همه به تلفنهای خود نگاه میکنند.
آموزش دادن
او به فرزندش شنا زدن را آموزش میدهد.
کاوش کردن
فضانوردان میخواهند فضای بیرونی را کاوش کنند.
فشار دادن
او دکمه را فشار میدهد.
کشیدن
او سورتمه را میکشد.
تعقیب کردن
کابوی اسبها را تعقیب میکند.
پریدن بر
ورزشکار باید از مانع بپرد.
توسعه دادن
آنها یک استراتژی جدید را توسعه میدهند.
کنار آمدن
او باید با کمی پول کنار بیاید.
کاوش کردن
انسانها میخواهند کره مریخ را کاوش کنند.
تجدید کردن
نقاش میخواهد رنگ دیوار را تجدید کند.