لغت
افریکانس – تمرین افعال
زدن
او در تنیس حریف خود را زد.
هدر دادن
نباید انرژی را هدر داد.
نامزد شدن
آنها به طور مخفی نامزد شدهاند!
اتفاق افتادن
آیا در تصادف کاری به او افتاده است؟
مخلوط کردن
نقاش رنگها را مخلوط میکند.
ترجمه کردن
او میتواند بین شش زبان ترجمه کند.
کُشتن
مار موش را کُشت.
ادامه دادن
کاروان سفر خود را ادامه میدهد.
قبول کردن
نمیتوانم آن را تغییر دهم، باید آن را قبول کنم.
چاپ کردن
کتابها و روزنامهها چاپ میشوند.
پریدن بیرون
ماهی از آب بیرون میپرد.