لغت
لتونيايی – تمرین افعال
فرار کردن
گربه ما فرار کرد.
ورشکست شدن
تجارت احتمالاً به زودی ورشکست میشود.
گم کردن
صبر کن، کیف پولت را گم کردهای!
ایستادن
او دیگر نمیتواند به تنهایی بایستد.
عبور کردن
آب خیلی بالا بود؛ کامیون نتوانست عبور کند.
نیاز داشتن
تو برای تغییر تایر به یک وینچ نیاز داری.
فراموش کردن
او نمیخواهد گذشته را فراموش کند.
ظاهر شدن
ناگهان یک ماهی بزرگ در آب ظاهر شد.
املاء کردن
کودکان در حال یادگیری املاء هستند.
خش خش کردن
برگها زیر پاهای من خش خش میکنند.
به عهده گرفتن
من سفرهای زیادی را به عهده گرفتهام.