لغت
زبان چینی – تمرین افعال
تمام کردن
دختر ما تازه دانشگاه را تمام کرده است.
مست شدن
او مست شد.
شروع شدن
با ازدواج، زندگی جدیدی شروع میشود.
وارد کردن
نباید چیزا به خانه بیاوریم.
آسیب دیدن
در تصادف، دو ماشین آسیب دیدند.
فکر خارج از جعبه کردن
برای موفقیت، گاهی باید فکر خارج از جعبه کنید.
غذا دادن
بچهها به اسب غذا میدهند.
روشن کردن
تلویزیون را روشن کنید!
تغییر دادن
مکانیکی تایرها را تغییر میدهد.
تشکر کردن
او با گل از او تشکر کرد.
نیاز داشتن
من فوراً به تعطیلات نیاز دارم؛ باید بروم!